+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 9:12 قبل از ظهر توسط LEILA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط LEILA
) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
2) هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشکهای تو نمی شود.
3) اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4) دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
5) بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.
6) هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
7) تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر تمام دنیا هستی.
8) هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.
9) شاید خدا خواسته است که بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را بیابی ، به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.
10) به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
11) همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده است دوباره اعتماد نکنی.
12) خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.
13) زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.
از گابریل گارسیا مارکز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط LEILA
اخرين روز وداع گريه کردم بيصدا حيفم اومد که تورو بسپارم دست خدا
اگه بارفتن توعشق ما تموم ميشه تو نباشي ميدونم عمر من حروم ميشه
برو با ستارههاروشني چراغ تو ديگه تاريکي شب نمياد سراغ تو
برو فکر من نباش راه من راهي جداست کاشکي ميشد بدونم خونه عشق کجاست
حالا با رفتن تو غم شده سايه من خاطرات بودنت شده همسايه من
هرگز تو را فرموش نخواهم كرد حتي اگر مرا از ياد ببري
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا كه تو را دوست دا رم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط LEILA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط LEILA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط LEILA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط LEILA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط LEILA
تو که قسم می خوردی عاشقونه
تو که می گفتی واسم می میری بی بهونه
چی شد یه دفعه رفتی وتنها م گذاشتی تو غربت
چی شد رفتی شدی بی معرفت
خیال می کردی بری دلم می گیره ... آره می گیره
می شنه بی تو یه گوشه می میره ... آره می میره
اما اینبار دیگه فایده نداره
اونی که رفته می ره تنهات می زاره
تو که می دونی ، که من می دونم ، که می دونی
می دونی ، می دونم شب ها می شنی ازم می خونی
می دونم که می خوای بیایی سراغم
می خوای حالا بشی شعر اتاقم
می خوای باشی و افسوس نمی تونی
می خوای بیای بمونی اما نمی مونی
می خوای باشی و افسوس نمی تونی
تو که می دونی میایی و اما نمی مونی
تو دریای نگاهت شبو شناختم
قایق کاغذیمو اینجوری باختم
کاشکی از اول موج سفیدا
یه جای دیگه دریامو می ساختم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط LEILA
نمیتوانم عهد کنم که تغییر نخواهم کرد
نمیتوانم عهد کنم که خلقیات متفاوت نخواهم داشت
نمیتوانم عهد کنم گاهی احساسات تو را جریحه دار نخواهم کرد
نمی توانم عهد کنم که آشفته نخواهم شد
نمی توانم عهد کنم که همواره قوی خواهم بود
نمی توانم عهد کنم که قصوری نخواهم کرد
اما....
می توانم عهد کنم که همواره پشتیبان تو خواهم بود
می توانم عهد کنم که افکار و احساستم را با تو سهیم خواهم شد
می توانم عهد کنم که تو را آزاد خواهم گذارد تا خودت باشی
می توانم عهد کنم که هر کاری بکنی درکت خواهم کرد
می توانم عهد کنم که با تو کاملا صادق خواهم بود
می توانم عهد کنم که با تو خواهم گریست و خواهم خندید
می توانم عهد کنم که کمکت خواهم کرد به هدفهایت برسی
اما....
بیش از همه
می توانم عهد کنم که دوستت خواهم داشت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 0:44 قبل از ظهر توسط LEILA
درباره وبلاگ :
حرف هاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي كني وقت رفتن است باز هم همان حكايت هميشگي ! پيش از آنكه با خبر شوي لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود اي ... اي دريغ و حسرت هميشگي!